فروشگاه جامع تحقیقات دانشجویی

پرفروش ترین محصولات

مقاله درمورد شهيد

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

شهادت به حکم اين که عملي آگاهانه و اختياري است و در راه و هدفي مقدس است و از هر گونه انگيزة خود گرايانه منزّه و مبرّا است،‌تحسين انگيز و افتخار آميز است و عملي قهرمانانه تلقي مي شود. ميان انواع مرگ ها تنها اين نوع از مرگ است که از حيات و زندگي، برتر و مقدس تر و عظيم تراست.مرگي "شهادت" محسوب مي شود که با توجه به خطرات احتمالي يا ظنّي يا يقيني فقط به خاطر هدفي مقدس و انساني و به تعبير قرآن "في سبيل الله" از آن استقبال کند.شهادت دو رکن دارد: يکي اين که در راه خدا باشد؛ هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فداي هدف نمايد. ديگر اين که آگاهانه صورت گرفته باشد.کلمة شهيد و مفهوم شهيد در کلمات و مفاهيم اسلامي و در ذهن کساني که فرهنگشان اسلامي است، مفهومي نوراني و مقدس است و در همة عرف ها توأم با قداست و عظمت است.از نظر اسلام،‌ هر کس به مقام و درجة شهادت نائل آيد که اسلام او را با معيارهاي خودش شهيد بشناسد،‌ يعني در راه هدف هاي عالي اسلامي به انگيزة برقراري ارزش هاي واقعي بشري کشته بشود، به يکي از عالي ترين درجات و مراتي که يک انسان ممکن است در سير صعودي خود نائل شود،‌ نائل مي گردد. قرآن در شأن شهيد فرمود: "ولا تحسبنّ الّذين قتلوا في سبيل الله أمواتاً أحياءٌ عند ربهم يرزقون؛[10] گمان مبريد کساني که در راه خدا کشته شدند مردگانند،‌ بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي خورند".در اسلام وقتي که مي خواهند مقام کسي را بالا ببرند مي گويند: مقام فلان شخص برابر است با مقام شهيد يا فلان کار اجرش برابر است با اجر شهيد.شهيد مطهري مي گويد: "مَثَل شهيد مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فاني شدن و پرتوافکندن است تا ديگران در اين پرتو که به بهاي نيستي او تمام شده بنشينند و آسايش بيابند و کار خويش را انجام دهند. آري شهدا شمع محفل بشريتند. سوختند و محفل بشريت را روشن کردند. اگر اين محفل تاريک مي ماند،‌ هيچ دستگاهي نمي توانست کار خود را آغاز کند يا ادامه بدهد".3[11]شهادت آن قدر داراي ارزش است که اولياءالله براي رسيدن به آن دعا مي کردند و به اميد شهادت زنده بودند و يکي از دعاهاي مسلمانان صدر اسلام همين بود. در دعاهايي که از ائمه به ما رسيده است،‌ اين موضوع به چشم مي خورد. در دعاي شب هاي ماه مبارک رمضان مي خوانيم: اللهم برحمتک في الصالحين فأدخلنا و في عليين فارفعنا ... و قتلاً في سبيلک مع وليک فوفّق لنا؛ خدايا، به ما توفيق بده که در راه تو و به همراه ولي تو کشته بشويم و به فيض شهادت نائل گرديم".عمروبن جموح که يک پايش در جنگ لنگ شده و وظيفة‌ رفتن به جهاد از او ساقط بود،‌ گربه مي کرد و پيامبر را واسطه قرار داد که مانع او نشوند،‌تا بالاخره در جبهة‌ جنگ اُحد به شهادت رسيد

شهيد کيست؟در عصر ما بسياري از مردم حتي گروهي از جوانان علاقه مند نسبت به گريه بر امام حسين معترضند و بعضي صريحاً در گفته هاي خود اين کار را غلط قلمداد مي کنند، مدعي هستند که اين کار معلول غلط و يک برداشت غلط از امر شهادت است و به علاوه، آثار اجتماعي بدي دارد و موجب ضعف و تأخر و انحطاط ملتهايي است که به اين کارها عادت کرده اند. محمد مسعود در کتاب خود مي نويسد: «در حاليکه مسيحيان روز شهادت مسيح را جشن مي گيرند مسلمانان بر امام حسين گريه مي کنند و به عزا مي نشينند» او نوشته بود يک ملت بر شهادت شهيدش مي گريد، چرا که شهادت را شکست و نامطلوب و امري نبايستي و موجب تأسف مي پندارد و ملتي ديگر براي شهادت شهيدش جشن مي گيرد، زيرا آن را موفقيت و مطلوب و مايه سرافرازي و افتخار مي شمارد. راز بقاء امام حسين اين است که نهضتش از طرفي منطقي است، بُعد عقلي دارد و از ناحيه منطق حمايت مي شود و از طرف ديگر در عمق احساسات و عواطف راه يافته است، ائمه اطهار که به گريه بر امام حسين سخت توصيه کرده اند حکيمانه ترين دستورها را داده اند اين گريه است که نهضت امام حسين را در اعماق جان مردم زنده نگه مي دارد.البته به شرط آنکه گروهي که بر اين مخزن عظيم گمارده شده اند، بدانند چگونه بهره برداري کنند. ملتي که هزار سال بر شهادت شهيدش بگريد و متأسف شود، آه و ناله سر دهد، ناچار ملتي زبون و بي دست و پا و فرار کن از معرکه بار مي آيد. ولي ملتي که هزارسال و دوهزار سال شهادت شهيدش را جشن مي گيرد، خواه ناخواه ملتي قوي و نيرومند و فداکار است و مي گردد. حاصل اشکال و ايراد اين نويسنده و اشخاص ديگري که مثل او مي گويند برداشت يک ملت از شهادت، شکست و عکس العمل آن آه و ناله و گريه و نتيجه آن ضعف و زبوني و تسليم گرايي و ملتي ديگر برداشت از شهادت موفقيت عکس العمل آن جشن و شادي و نتيجه آن روحيه نيرومند و اعتلاجوست. اتفاقاً قضيه برعکس است؛ شادي کردن در شهادت شهيد، از بينش و فردگرايي مسيحيت ناشي مي شود و گريه بر شهيد از بينش جامعه گرايي اسلام. البته در مقام توجيه عمل عوام الناس نيستيم. برخي از مردم ما به امام حسين فقط به چشم يک آدم نفله شده و يک مظلوم که کشته شدنش صرفاً ترحم انگيز است و از ناحيه او هيچ اقدام قهرمانانه و تحسين آميز صورت نگرفته است، مي نگرند. توصيه هاي اصلي که از طرف پيشوايان ما در مورد گريه بر شهيد وارد شده است و البته با توجه به همين فلسفه، افرادي که با فرهنگ اسلامي عميقاً آشنا هستند، در عزاداري اباعبدالله شرکت مي نمايند. اصولاً مسأله جشن و شادماني به نام شهادت مسيح معلوم نيست از چه زماني و به وسيله چه کسي ابداع شده است؟ اما مي دانيم که در اسلام گريه بر شهيد توصيه شده است. لااقل در مذهب شيعه از مسلمات شمرده مي شود. اول بايد مساله مرگ و شهادت را از جنبه فردي بررسي کنيم. آيا مرگ في حد ذاته براي فرد، امري مطلوب است؟ موفقيت است؟ آيا ديگران بايد مرگ او را برايش موفقيت به شمار آورند و نوعي قهرماني به حساب آورند؟ نظرات مکاتب درباره مرگ: مي دانيم که مکتبهايي در جهان بوده اند ـ شايد الآن هم باشند ـ که رابطه انسان را با جهان و به تعبير ديگر رابطه روح را با بدن از نوع رابطه زنداني با زندان و رابطه آدم در چاه افتاده با چاه و رابطه مرغ با قفس مي دانسته اند. قهراً از نظر اين مکتبها مردن، خلاصي و آزادي است و خودکشي مجاز است. (ماني) مدعي معروف پيغمبري، چنين نظريه اي داشت. طبق اين


اشتراک بگذارید:


پرداخت اینترنتی - دانلود سریع - اطمینان از خرید

پرداخت هزینه و دریافت فایل

مبلغ قابل پرداخت 1,100 تومان
کدتخفیف:

درصورتیکه برای خرید اینترنتی نیاز به راهنمایی دارید اینجا کلیک کنید


فایل هایی که پس از پرداخت می توانید دانلود کنید

نام فایلحجم فایل
file5_1484060_6534.zip22.2k